مرور و یادگیری لغات درس پنجم

شما می توانید با کلیک بر روی هر یک از لغات و عبارات زیر معنی آن ها را ببینید.

Golf spielen
گلف بازی کردن
snowboarden
اسنوبرد سواری کردن
Rad fahren, du fährst Rad, er fährt Rad
دوچرخه سواری کردن، تو دوچرخه سواری میکنی، او دوچرخه سواری میکند
das Rad, ¨-er
چرخ
schwimmen
شنا کردن
wandern
پیاده‌روی کردن راه‌پیمایی کردن، گشتن
walken
فرآوری کردن آسیاب کردن
Aerobic machen
ایروبیک انجام دادن
das Aerobic
ایروبیک
der Kurs, -e
کلاس
das Fitness-Studio, -s
باشگاه ورزشی
der Pool, -s
استخر
Wohin?
از کجا؟
gehen
رفتن
tanzen
رقصیدن
treffen,du triffst, er trifft
ملاقات کردن، تو ملاقات میکنی، او ملاقات میکند
besuchen
بازدید کردن
ein laden, du lädst ein, er lädt ein
دعوت کردن، شما دعوت مینید، او دعوت میکند
feiern
جشن گرفتن
das kino, -s
سینما
die Disco, -s
دیسکو
der Club, -s
باشگاه
das Konzert, -e
کنسرت
das Theater, -
تئاتر
die Freizeit
فراغت
der Stress
استرس
Das ist Stress.
این استرس است.
der Spaß, ¨-e
لذت ، سرگرمی
Das macht Spaß.
سرگرم کننده است.
der Park, -s
پارک
die Sauna, -s
سونا
spielen
بازی کردن
Klavier spielen
پیانو زدن
das Klavier, -e
پیانو
fern sehen, du siehst fern, er sieht, fern
تلوزیون تماشا کردن، تو تلوزیون تماشا میکنی، او تلوزیون تماشا میکند
lesen, du liest, er liest
خواندن ، تو میخوانی ،او میخواند
Computerspiele spielen
بازی های رایانه بازی کردن
das Computerspiel, -e
بازی کامپیوتری
posten
ارسال کردن پست کردن، فرستادن
surfen
گشت‌زدن (در اینترنت) مرورکردن (اطلاعات اینترنت)
der Montag
دوشنبه
der Dienstag
سه شنبه
der Mittwoch
چهار شنبه
der Donnerstag
پنج شنبه
der Freitag
جمعه
der Samstag
شنبه
der Sonntag
یکشنبه
am (+ Tag)
در ( روز)
falsch
غلط
Das stimmt.
درسته.
Das stimmt nicht.
این درست نیست.
das Krankenhaus, ¨-er
بیمارستان
der Arzt
از دکتر
die Kranken-
بیمار
schwester, -n
خواهر
die Tankstelle, -n
پمپ بنزین
das Call-Center, -
مرکز تماس، مرکز ارتباط
Agent, -en
جاسوس
der Airport, -s
فرودگاه
der Flughafen, ¨-
فرودگاه
die Polizei
پلیس
der Januar
ژانویه
der Februar
فوریه
der März
مارس
der April
آوریل
der Mai
مه
der Juni
ژوئن
der Juli
ژوئیه
der August
اوت
der September
سپتامبر
der Oktober
اکتبر
der November
نوامبر
der Dezember
دسامبر
die Sekunde, -n
ثانیه
die Minute, -n
دقیقه
die Stunde, -n
ساعت
die Woche, -n
هفته
das Jahr, -e
سال
das Wochenende, -n
آخر هفته
Was machst du am Wochenende?
آخر این هفته چه کار می کنید؟
am Wochenende
در آخرهفته
rund um die Uhr
بیست و چهار ساعته
öffnen
باز کردن
schließen
بستن
gleich
برابر
jetzt
اکنون
morgens
در صبح
vormittags
پیش از ظهرها
mittags
ظهرها
nachmittags
بعد از ظهر ها
abends
عصرها، غروب
nachts
شب ها
plus
بعلاوه
minus
منهای
kurz
کوتاه
lang
طولانی
können, du kannst, er kann
توانستن، تو می توانی، او می تواند
wissen, du weißt, er weiß
دانستن، تو می دانی، او می داند
Ich weiß noch nicht.
من هنوز نمی دانم.
noch nicht
هنوز نه
noch
هنوز، دیگر ، حتی
müssen, du musst, er muss
اجبار داشتن، تو مجبوری ، او مجبور است
auch
همچنین
kennen
شناختن، دانستن
auf räumen
مرتب کردن، تمیز کردن
waschen, du wäschst, er wäscht
شستن، تو میشویی، او میشوید
kommen
آمدن
آموزش طراحی سایت